آسمان یک شخصیت با ژانر دارک کمدی است.
از دوازدهسالگی تا جناغ در وبلاگ بود تا اینکه میهنبلاگ تمام تنورههای کبریتیش را محو و نابود کرد و البته دوستهایش را نیز از دست داد...
اما همچنان خودش است؛ یک دانشجو که دارد دهه سوم زندگیش را طی میکند و گاهی مینویسد، میخواند، طراحی و نقاشی میکند و همیشه تا مهرهی اطلس در دفتر بولتژورنال فرو رفته است.
او از نوجوانی عادت دارد زیر برف و باران بستنی لیس بزند. حرف نجوم و اساطیر که در میان باشد، سر آدم را میبَرد. کنار هم قرار دادن رنگهای مکمل قلقلکش میدهد_مخصوصا سرنج و آبی سرولین. پیش از خوردن انار برایش ستایشنامه میخواند و صدالبته که هلیم را با نمک میخورد.
آسمان شیفتهی چیزهایی است که او را میلیونها سال نوری به گذشته برمیگردانند. عاشق شعر است و احساس میکند شعر هم عاشقش است.
بیشتر شبها و حتی بیشتر روزها در ملودی بیکلام بالا، پرواز میکند.
اعتراف نمیکند؛ اما باورش این است که جادو کم و بیش دارد، ولی نیست و نبود ندارد.