یکی بود مثل قیصر امینپور ازم میپرسید: حالت خوبه؟ بالت چطور؟
بالم خوبه! :)
چون هوا بارونیه و پس از مدتها کمی زیر بارون رقصیدم...
پ.ن: برای من سخته که وقتی دلیل درخشانی برای خوشحالی دارم، جارش نزنم. الان حس میکنم نمیتونم درست نفس بکشم؛ چون نمیتونم از حس الانم برای تمام افرادی که تو ذهنم هستن بگم، همهشون حضور ندارن.
خیلی عالیه. منم عاشق بارونم! من نرقصیدم البته فقط صبح ساعت۷ زیر بارون رفتم نونوایی.😅
خوشبختی همین اتفاقای کوچیکه ممنونم که به ما هم انتقالش میدی😘
+چه جالب همین امروز منم اشعار استاد امین پور رو گذاشتم وبلاگم