یک لحظه دوست داشتم نرگس رو صدا بزنم و بگم پاشو ببین نقطه‌ای که نصف شبی برای مامانم پیامک کردم، ارسال شده...

ولی مگه چه اتفاق شگفت‌انگیزیه

چقدر گناه داریم ما

دوباره اخم‌آلود نشستم تو تخت

و امیدوارم مامان خواب باشه و نصف شبی نگران نشه که یک دونه نقطه می‌تونه نشون‌دهنده‌ی چه بلای آسمانی‌ای باشه که بر سر من نازل شده :)

۴