بادی که در زمانه بسی شمع‌ها بکشت

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

اینجا واژه‌ی "بکشت" آرایه‌ای نداره و دقیقا معنی "خاموش کرد" می‌ده.

تو زبون لاری هم برای "خاموش کردن" از مصدر "کشتن (واکُشتَه)" استفاده می‌شه.

مثلا: اِدَفا واکُشتَه نَدِیم. :) -----> این‌دفعه خاموش نمی‌شیم.

 

نکته‌نوشت: البته تو زبون لاری برخلاف شعر فارسی‌ای که بالا نوشتم، کشتنی که معنی کشتن (کُشتَه) و کشتنی که معنی خاموش کردن (واکُشتَه) می‌ده، از نظر نوشتاری، صرف و ادا کردن باهم تفاوت‌هایی دارن.

وسط این‌مبارزه، یادمون نره به روح‌مون توجه کنیم. اون‌هایی که زنده می‌مونن و پیروزی رو می‌بینن، دقیقا افرادی هستن که باید روحیه ساختن و تربیت مناسب و کافی داشته باشن.

     یادمون نره برای چی می‌جنگیم، یادمون نره که قراره زندگی کنیم، نه که فقط با غم و خشم گذشته دست و پنجه نرم کنیم و بشیم پدر و مادرهایی مثل خیلی از بزرگترهای خودمون.
     کنار هم بمونیم؛ به امید پیروزی!

 

     این رو انقدر نرم و لطیف ننوشتم که بگم من آرومم، درصورتی که از خشم مدام، سرم داره می‌ترکه و همه‌ش بیدارم! فقط مراقب خودمون و کناری‌هامون باشیم، قراره جوری بجنگیم که ارزشش رو داشته باشه. اون‌هایی که نابود می‌شن، نباید از بازمانده‌های ما باشن.


پس‌نوشت: شش‌قرنه که این‌وبلاگ رو دارم، فکرش رو می‌کردم اولین پست‌م برای ادامه‌ی وبلاگ‌نویسی این باشه؟ نه! :)